Eklablog All blogs
Edit post Follow this blog Administration + Create my blog
MENU

Advertising

لذت حضور در جبهه

لذت حضور در جبهه   

يک شب مهمانشان بودم. آخر شب مادرش دو دست رختخواب شيک و تميز برايمان پهن کرد. مادر که رفت سعيد بلافاصله رختخوابش را جمع کرد و پوتين‌هايش را گذاشت زير سرش و همان جا روي فرش خوابيد

گفتم: مطمئني موجي نشدي؟

لبخندي زد و گفت: اگر در رختخواب نرم بخوابم لذتش اجازه حضور در جبهه را از من مي‌گيرد.

سيد سعيد ، درس خوان و پولدار و در عين حال، اهل نماز شب و زيارت عاشورا بود. ديپلم را که گرفت بهترين رشته دانشگاه، قبول مي‌شد؛ ولي يکسره به دانشگاه جبهه رفت. مدت‌ها جنگيد و آخرين مسؤوليتش جانشين تدارکات لشکر ثارا... بود. مرداد 62 ازدواج کرد. فرداي روز عروسي، درست فرداي روز عروسي‌اش به جبهه رفت تا در عمليات والفجر 3 (آزاد‌سازي مهران) شرکت کند و يک هفته بعد پيکر غرق به خونش را آوردند. سيد سعيد پور جندقي در بيست سالگي به شهادت رسيد

 هفته نامه پرتو ، شماره639 ـ 91/05/18

 

Advertising
Back to home page
Share this post
Repost0
To be informed of the latest articles, subscribe:
Comment on this post